رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وبلاگ آقای نی نی

این روزهای رادین

ازاولین روز پیش دبستانی تو مثل یک پسر بزرگ خودتو با تمام شرایط تطبیق دادی.مطمئنا اونجا مشتهای زیادی خوردی و البته حواله کردی.ناراحت شدی و حتما به سرعت بخشیدی.اما این افتادن ها و پاشدن ها قطعا تو رو انسان قویتری ازمن خواهد ساخت .سه ترم کلاس ژیمناستیک تموم شده و تو وارد ترم 4 شدی و به نظر می رسه به این رشته علاقه زیادی داری و بداخلاقی مربی ات رو خیلی خوب تحمل می کنی. توی پیش دبستانی هم فوتبال داشتین و من فک می کنم تو دروازه بان فوق العاده ای هستی . هنوز تکلیفت رو در مورد این که کدوم دستت رو برای نوشتن و نقاشی انتخاب کنی روشن نکردی و همچنان با دو دستت کار می کنی و این برای کسانی که تو رو می بینن ، جذابیت زیادی داره اما تکلیفت رو با من احتمالا د...
11 مرداد 1396

بدون عنوان

امروز اومدم چراغ اينجارو روشن كنم كه ديدم ني ني وبلاگ يك امكان جديد گذاشته كه مطالبو از طريق تلگرام ارسال كنيم .الان مي خوام امتحان كنم. سر تيتر : نحوه خوابيدن آقاي ني ني ( الان بزرگ شده ها ) اين يه مدل خيلي عميقه خوابش روش جديد پايين تخت وقتي ٩٠ درجه مي چرخه وقتي موهاش توي خواب فشن مي شه ...
8 مرداد 1396

خیلی

خیلی.... خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم . انگار روزهای سخت ، صفحه تو رو بیشتر باز می کردم . روزهای سخت همچنان وجود دارند اما ، شاید تعبیر من از سختی عوض شده . شاید هم روزهای گذشته وزن و سنگینی خودش رو برام از دست داده . نمی دونم . اما 4 سالگی روزهای خوبیه برای ما . از اون مدل روزها که گاهی با خودم می گم کاش کاش کاش هر سه تاییمون همیشه توی همین لحظه می موندیم . تو همینقدر شیرین زبون ، متفکر با منطق خاص خودت و پر از انرژی و از همه مهمتر همیشه کنار من و بابا ، همیشه دستای گرد گوشتی ات توی دستهای من ،  و من هر وقت که دلم می خواد بغلت کنم و گونه هاتو یک میلیون بار ببوسم.اما انگار همه قوانین به دست ما عوض نخواهند شد . من خیلی قوانین رو نقض...
15 دی 1394

تند نرو پسر!

برام سی دی بذار....یه کم صبر کن بعدا می ذارم باشه ...........نذار...........من اصلا سی دی نمی خوام کلاهمو بده ........بهت می دم اما الان نه باشه ...........نده .......من اصلا کلاه نمی خوام بستنی بخر.......تو امروز شکلات زیاد خوردی. بعدا براااااااات... باشه.....نخر............من اصلا بستنی نمی خوام تند نرو پسر ! قهر نکن بچه ! اینجا ایرانه !...........اینجا مکان مناسبی برای قهرو خالی کردن میدون نیس نیس......اینجا جای جنگیدنه . برای خواسته هات بجنگ . مبارزه کن . اصرار کن ............اما قهر نکن ....اما زود بهت برنخوره ......اگه قهر کنی بقیه حقت رو می خورن . اگه نجنگی نفر عقبی...
26 خرداد 1394

اینجا نی ویشته

یه قسمت کوچولو از تفنگ آب پاشش شکسته . بابا حمید بهش می گه ناهارمو بخورم برات چسب می زنم . تا مشغول ناهار می شیم رفته از کشو ابزار بابا چسب قطره ای آورده . نگاهش می کنه و می گه اینجا نی ویشته برای کفشه! حمید با تعجب بهش می گه کجا نوشته ؟؟ عکس روی جعبه چسب رو نشون می ده که یک پاشنه کفشه و با انگشت کوچیکش اشاره می کنه : ببین ، اینجا نی ویشته مخصوص کفشه ...
26 خرداد 1394

تعبیر کلام

اوناهاش! اون تیکه شکلات اونجا افتاده! سرتو می چرخونی که ببینی کجاس  نری روش ......اوناها زیرپات افتاده(منظورم اینه که سمت پایین رو نگاه کن) نشسته زمین کف پاشو نگاه می کنه !!! اینه تفاوت تفسیر کلمه (زیر پات ) برای من و پسرم ...
26 خرداد 1394

بزرگ شدی

بزرگ شدی پسر ....حالا یه نی نی با گریه های مداوم شبانه نیستی. خب منم دیگه یه مامان درمانده و خسته با کمبود خواب بسیار نیستم . تو ریشه عمیق زندگی من و بابا حمیدی. با پریدن و جهیدن های مداومت . با خنده های بلندت . با تقاضاهای بی حد و حصرت . با اون صدای کبوتری خوشگلت. با خجالت و دلهره هات توی جمع ( قسمت خجالتی بودنت به بابا جونت رفته ) ، با گیج بازی و خنگ شدنهات وقتی یه بچه قلدر بی دلیل بهت حمله می کنه و منو دچار این نگرانی می کنه که نتونی از حق و حقوقت دفاع کنی. بزرگ شدی....شبا دستای نرمتو توی دستم می گیرم و می رم توی ابرا و با خودم می گم این لحظه ها چقدر شیرین هستن بزرگ شدی رادین ...........متشکرم که خودت بدون دردسر مسواک زدن ...
26 خرداد 1394

وقتی تو هستی

مهم نیس که فقط چند وجبی...و دنیات به اندازه ای که کوچولویی ساده و رنگی است . مهم نیس که هنوز به ح می گی خ و به قلب می گی الب و به یخچال می گی یچقال....مهم نیس که هنوز دکمه های لباستو نمی تونی باز کنی و نمی تونی اعدادو بشماری ........تو با همین کوچیکی یه حجم وسیعی از قلب و دنیای من رو پر کردی و من فکر می کنم که وقتی تو هستی ، من از هیچ چی نمی ترسم. ...
13 ارديبهشت 1394